حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2003
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
جهت زخمهاى زياد برگشته بجان قشون خودى افتادند . خلاصه آنكه پوليس - پرخون بهرهمند نشد . بعد كليتوس را با بحريّهء پادشاهى به هلّسپونت فرستاد ، كه نگذارد قشونى از آسيا باروپا بگذرد . نيكاتور هم از طرف كاسّاندر بآنطرف شتافت و در نزديكى بيزانس جنگى بين متخاصمين روى داد و كليتوس فاتح گرديد . پس از اين فتح ، چون او پنداشت ، كه كسى نميتواند در دريا با او ستيزه كند ، با سپاهش بساحل درآمد ، ولى آنتىگون چند كشتى حملونقل از اهالى بيزانس گرفته ، سپاهيان سبك اسلحه و فلاخن داران را در كشتىها نشانده شبانه آنها را از آب گذراند و بر سپاه كليتوس تاخت . چون اين حمله ناگهانى بود ، سپاه مزبور شكست خورد و بعد از اينكه نيكاتور از طرف كاسّاندر نيز بكمك سپاه آنتىگون در رسيد ، تمامى بحريّه كليتوس باستثناى كشتى امير البحرى ، نابود گشت و كليتوس به طرف مقدونيّه گريخته در راه بدست چند نفر سرباز ليزيماخ صاحب تراكيّه افتاد و كشته شد . اين فتح نام آنتىگون را بلند كرد و پس از آن او به طرف كيليكيّه رفت ، تا با اومن جنگيده نگذارد قوّتش زيادتر گردد . در اين احوال اومن مشغول تسخير فينيقيّه بود ، زيرا بطلميوس آن را از دولت مقدونيّه انتزاع كرده بود ، ولى پس از آنكه ديد فرصت اين كارها را ندارد ، از سل سوريّه گذشته به طرف دجله راند و در اينجا مورد حمله اهالى واقع شده ، عدّهاى را از سربازان خود از دست داد . در ايالت بابل او مورد حمله سلكوس گرديد و وقتى ، كه در كنار فرات بود ، چيزى نمانده بود ، كه تمام قشونش تلف شود ، زيرا ترعهاى در اينجا خراب شد و آب تمامى اردو را فرو گرفت ، ولى او فورا بسدّى پناه برده آب را برگردانيد و خود و قشونش را نجات داد . بعد او با سپاهى مركب از 15000 هزار پياده و 1300 سوار به طرف پارس رفت ، تا بقشونش استراحت دهد و از ولات ايالات و رؤساء قشون آسياى عليا ( ايران تا سند ) خواست ، كه با پول و سرباز بكمك او آيند . امّا پوليسپرخون پس از شكست در مگال پوليس مورد تحقير گرديد ، شهرهاى